ادبیاتاشعار بین المللی

آتشِ مرده‌ی چشمانی دیگر

نه،دیگر چنان پُر شور،دوستت نمی‌دارم
چرا که تابش زیبایی‌ات،برای من نیست ،
در تو،رنج‌های گذشته‌ام را،دوست می‌دارم،
و جوانیِ از دست‌رفته‌ام را،هرچند گه‌گاه،
نگاهْ مبهوت می‌دارم به چشمانت،آرام و نهفته،
مُدام با خود سخن ساز می‌کنم،اما نه با تو،
که با قلب خود می‌گشایم، رازناکیِ سینه را،

در سیمایت،سیمای دیگری را می‌جویم،
در لب‌هایت،لب‌هایی که دیری‌ست خاموشند،
و در چشمانت،آتشِ مرده‌ی چشمانی دیگر را.

آتشِ مرده‌ی چشمانی دیگر

بیشتر بخوانید: ستارگانی که دست می‌گذارند بر پیشانی‌ام

شاعر:میخائیل لرمانتاف

مترجم:حمید رضا آتش برآب

کتاب:شعر روس عصر طلایی و عصر نقره‌ای

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا