ادبیاتاشعار بین المللی

روزی اگر ببینم آمده ای بسان کبوتری خسته از دیاران دوردست

روزی اگر ببینم آمده ای،
بسان کبوتری خسته از دیاران دوردست،یار،
با زیبایی بی پایانی در چشمهایت،
و بهاری در گیسوانت،
روزی اگر ببینم آمده ای،
با نسیمی خنک در لبخنده ات،
و دست هایی زیبا، به اندازه گذشته ها زیبا،
شکوفه می دهند تمام درهایی که کوفته ای
روزی اگر ببینم آمده ای
با حسرت بی حسابت در درونم
به ناگهانی که خویش را گم کرده ام
به ناگهانی که چاره ای ندارم
تمام ستارگان آسمان در دلم سرازیر می شوند
روزی اگر ببینم آمده ای
نه بر رخساره ات سایه ای نشسته
نه بر زبانت گلایه ای
غبار کفش‌هایت را به دیده می کشم
و دنیا از آن من می شود.

شعر روزی اگر ببینم آمده ای بسان کبوتری خسته از دیاران دوردست

بیشتر بخوانید » همیشه‌ یه‌ صدایی‌ رو می‌شنوی‌

شاعر » یاووز بولنت باکیلر

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا