ادبیاتاشعار ایرانی

مرا پیش نرانید من در همین جا ساکن هستم

مرا پیش نرانید
من در همین جا ساکن هستم
راضی هستم
دهشت از شب ندارم
پا را از خانه بیرون نمی گذارم
حدس هیچ خوشبختی ندارم
همه ی آنانی که بر جنازه ی تو
گریه می کردند
اکنون در این جهان نیستند
همه ی آنانی که به چمدان هایشان
در ایستگاه قطار
تکیه داده بودند
اکنون در این جهان
نیستند
ما هستیم
با کوله باری از درد و رویای دفن شده
در ما
در زیر درختان قدم
می زنیم
که خورشید را
در برگ ها مخفی کنیم
مرا پیش نرانید
من در همین جا ساکن
هستم

شعر مرا پیش نرانید من در همین جا ساکن هستم

بیشتر بخوانید » روزهایی که هنوز نیامده ‌اند

شاعر » احمدرضا احمدی

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هفت − 4 =

دکمه بازگشت به بالا