ادبیاتاشعار ایرانی

عمر گذشت و همچنان داغ وفاست زندگی

عمر گذشت و همچنان داغ وفاست زندگی
زحمت دل کجا بری؟ آبله پاست زندگی

دل به زبان نمیرسد، لب به فغان نمی رسد
کس به نشان نمی رسد تیر خطاست زندگی

یکدو نفس خیال باز رشته ی شوق کن دراز
تا ابد از ازل بتاز ! ملک خداست زندگی

خواه نوای راحتیم ، خواه تنین کلفتیم
هر چه بود غنیمتیم سوت و صداست زندگی

شور جنون ما و من جوش فسون وهم و زنّ
وقف بهار زندگیست لیک کجاست زندگی

بیدل از این سراب وهم جام فریب خورده ای
تا به عدم نمیرسی دور نماست زندگی

شعر عمر گذشت و همچنان داغ وفاست زندگی

بیشتر بخوانید » سراپا اگر زرد و پژمرده ایم ولى دل به پائیز نسپرده ایم

شاعر » بیدل دهلوی

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا