ادبیاتاشعار بین المللی

پسرم…او به دریا رفت

تمام طول روز در باد و مِه،

موج ها روانه ساخته اند نوک های توفنده اشان را

به سمت صخره های پایدار.

پسرم… او به دریا رفت مدت ها و مدت ها قبل

طره های قهوه ای از زیر کلاهش به بیرون می لغزید

نگاهم کرد با آن چشمان آبی و پولادین

آراسته، راست قامت، و راست، به دورها قدم گذاشت

پسرم… او به دریا رفت.

تمام طول روز در باد و مِه،

موج ها روانه ساخته اند نوک های توفنده اشان را

به سمت صخره های پایدار.

پسرم…او به دریا رفت

نویسنده: کارل سندبرگ

بیشتر بخوانید: درونم جانوری هست،چنگ می‌اندازد بر قلبم

مترجم:کامیار محسنین

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا