اما تمام نام‌های جهان باتوست

  • ادبیاتبهترینِ فرشته را نازل کن

    بهترینِ فرشته را نازل کن

    من، ای مادر آسمانی، اینک به دعا نشسته‌ام، به تمثالت، ای مریم نورانی، نز برای درمانی، یا که نبردی در این عالمِ فانی، نز برای سپاس و توبه، یا پشیمانی، نز برای خویش، وین روح خشک بیابانی، بل برای روحی آواره، در این دریای بی‌نشانی به تو می‌سپارم این قدیسه را، آری، به تو، ای پناه گرمِ دنیای خزانی. به روح لایقش اما، کرامتی عطا کن جاودانی، و او را مرحمت دار، توش و توانی، جوانی‌اش قرین سعادت، و پیری‌اش قرین آرامی، و قلبی،خالی از نفرت انسانی...

    بیشتر بخوانید »
  • ادبیاتتمام عشق خود را به تو پیشکش میکنم

    تمام عشق خود را به تو پیشکش میکنم

    مرا کم دوست داشته باش، اما همیشه دوست داشته باش، این وزن آواز من است، عشقی که گرم و شدید است، زود میسوزد و خاموش میشود، مرا کم دوست داشته باش، اما همیشه دوست داشته باش، این وزن آواز من است ا اگر مرا بسیار دوست بداری، شاید این حس تو صادقانه نباشد. کمتر دوستم بدار تا ناگهان، عشقت به پایان نرسد، من به کم هم قانعم، اگر عشق تو اندک و کم، اما صادقانه باشد من راضی ام. دوستی پایدار و همیشگی...

    بیشتر بخوانید »
  • ادبیاتبی هیچ نام می‌آیی

    وقتی شبانه چون روحی عریان می‌آیی

    بی هیچ نام می‌آییاما تمام نام‌های جهان باتوستوقت ِ غروب،نامت دلتنگی‌ستوقتی شبانه چون روحی عریان می‌آیی،نام تو وسوسه استزیر ِ درخت سیب،نامت حوّاستو چون به ناگزیربا اولین نفس که سَحَر می‌زند می‌گریزی،نام گریزناکت،رویاست… شاعر : حسین منزوی

    بیشتر بخوانید »
دکمه بازگشت به بالا