اندوه

  • ادبیاتاین اندوهِ غریب از کجا آمده است؟...!

    این اندوهِ غریب از کجا آمده است؟…!

    می‌گفتی:این اندوهِ غریب از کجا آمده است که چون دریا روی صخره‌های عریان و سیاه را می‌گیرد؟ می‌گویم: از آن دم که دل یک‌بار کینه ورزد. زیستن دردی‌ست! این راز را همه‌گان می‌دانند. رنجی بسیار ساده و بی‌رمزوراز و هم‌چون شادیِ تو در چشمِ همه عیان. پس ای زیباروی مشتاق، از پُرس‌وجو دست بدار و کرَم نما آهسته سخن بگو، خاموش باش!...

    بیشتر بخوانید »
دکمه بازگشت به بالا