باران

باران

  • دانستنیهاآیا باران فقط ابرهای خاکستری می بارد؟دانستنیها

    آیا باران فقط ابرهای خاکستری می بارد؟دانستنیها66

    آیا باران فقط ابرهای خاکستری می بارد؟دانستنیها » همه ما با دیدن ابرهای خاکستری و تیره رنگ که گاهی ترسناک به نظر می رسند متوجه می شویم که احتمالا بارندگی در راه است و خودمان را برای بارش باران آماده می کنیم. اما آیا تا به حال به این فکر کرده اید که چرا ابرهای خاکستری باران زا هستند و هیچ وقت از ابرهای سفید انتظار بارش باران نداریم؟ برای پاسخ به این سوال در ادامه مطلب با مجله اینترنتی ماهتوتا همراه باشید...

    بیشتر بخوانید »
  • ادبیاتاین باران بیهوده می‌بارد ما خیس نخواهیم شد96

    این باران بیهوده می‌بارد ما خیس نخواهیم شد96

    تو نیستی این باران بیهوده می‌بارد ما خیس نخواهیم شد بیهوده این رودخانه‌ی بزرگ موج بر می‌دارد و می‌درخشد ما بر ساحل آن نخواهیم نشست جاده‌ها که امتداد می‌یابند بیهوده خود را خسته می‌کنند ما با هم در آن‌ها راه نخواهیم رفت...

    بیشتر بخوانید »
  • ادبیاتگاهی برای ادامه‌ی روزهای تو سکوت کردیم

    گاهی برای ادامه‌ی روزهای تو سکوت کردیم

    به تو گفته بودیم: گاهی برای ادامه‌ی روزهای تو سکوت کردیم هر جا باران بارید ما در کنارت ایستاده‌ایم و برای مرگ و تاریکی که به دنبال تو بودند گلی پرتاب کردیم که تو را از یاد ببرند به تو گفته بودیم: درختان در تنهایی می‌رویند و در باد نابود می‌شوند...

    بیشتر بخوانید »
  • اشعار بین المللیاین واپسین ابر پر باران خاکستری ست

    این واپسین ابر پر باران خاکستری ست

    این نامه ی آخر است پس از آن نامه یی وجود نخواهد داشت این واپسین ابر پر باران خاکستری ست که بر تو می بارد پس از آن دیگر بارانی وجود نخواهد داشت این جام آخر شراب است بانو و دیگر نه از مستی خبری خواهد بود نه از شراب آخرین نامه ی جنون است این آخرین سیاه مشق کودکی دیگر نه ساده گی کودکی را به تماشا خواهی نشست نه شکوه جنون را دل به تو بستم گل یاس ِ دلپذیر چون کودکی که از مدرسه می گریزد و…

    بیشتر بخوانید »
  • اشعار بین المللیبوران‌ شبیخون‌ می‌زند

    بوران‌ شبیخون‌ می‌زند

    باران‌ که‌ می‌زند به‌ پنجره‌، جای‌ خالی‌ات‌ بزرگ‌تر می‌شود ! وقتی‌ مه‌ بر شیشه‌ها می‌نشیند بوران‌ شبیخون‌ می‌زند، هنگامی‌ که‌ گنجشک‌ها برای‌ بیرون‌ کشیدن‌ ماشینم‌ از دل‌ برف‌ سر می‌رسند، حرارت‌ دستان‌ کوچک‌ تو را به‌ یاد می‌آورم‌ و سیگارهایی‌ را که‌ با هم‌ کشیده‌ایم‌، نصف‌ تو، نصف‌ من‌… مثل‌ِ سربازهای‌ هم سنگر ! وقتی‌ باد پرده‌های‌ اتاق‌ جان‌ مرا به‌ بازی‌ می‌گیرد، خاطرات‌ عشق‌ زمستانی‌مان‌ را به‌ خاطر می‌آورم‌ دست‌ به‌ دامن‌ باران‌ می‌شوم‌، تا بر دیاری‌ دیگر ببارد...

    بیشتر بخوانید »
  • ادبیاتدوباره باران گرفت باران معشوقه‌ی من است به پیش بازش در مهتابی می‌ایستم می‌گذارم صورتم را و لباسهایم را بشوید اسفنج وار باران یعنی برگشتن هوای مه آلود شیروانی های شاد! باران یعنی قرارهای خیس باران یعنی تو برمی‌گردی شعر بر می‌گردد پاییز به معنی رسیدن دست های تابستانی توست پاییز یعنی مو و لبان تو دست‌کش ها و بارانی تو و عطر هندی‌ات که صد پاره‌ام می‌کند

    عشق در موسیقی باران دگرگون می‌شود

    دوباره باران گرفت باران معشوقه‌ی من است به پیش بازش در مهتابی می‌ایستم می‌گذارم صورتم را و لباسهایم را بشوید اسفنج وار باران یعنی برگشتن هوای مه آلود شیروانی های شاد! باران یعنی قرارهای خیس باران یعنی تو برمی‌گردی شعر بر می‌گردد پاییز به معنی رسیدن دست های تابستانی توست پاییز یعنی مو و لبان تو دست‌کش ها و بارانی تو و عطر هندی‌ات که صد پاره‌ام می‌کند...

    بیشتر بخوانید »
  • ادبیاتباران رنگ‌های آهنگین می‌وزد

    باران رنگ‌های آهنگین می‌وزد

    در بندر آبی چشمانت باران رنگ‌های آهنگین می‌وزد خورشید و بادبان‌های خیره‌کننده سفر خود را در بی‌نهایت تصویر می‌کنند در بندر آبی چشمانت پنجره‌ایست گشوده به دریا پرندگانی در دور دست به جستوی سرزمین‌های به دنیا نیامده در بندر آبی چشمانت برف در تابستان می‌آید کشتی‌هایی با بار فیروزه که دریا را در خود غرقه می‌سازند بی‌آنکه خود غرق شوند در بندر آبی چشمانت...

    بیشتر بخوانید »
  • ادبیاتعشق را زیر باران باید جست

    عشق را زیر باران باید جست

    چترها را باید بست، زیر باران باید رفت، فکر را، خاطره را، زیر باران باید برد، با همه مردم شهر ، زیر باران باید رفت، دوست را، زیر باران باید دید، عشق را، زیر باران باید جست، زیر باران باید با زن خوابید، زیر باران باید بازی کرد، زیر باران باید چیز نوشت، حرف زد،نیلوفر کاشت، زندگی تر شدن پی در پی، زندگی آب تنی کردن در حوضچه اکنون است....

    بیشتر بخوانید »
دکمه بازگشت به بالا