باغ

ادبیات

پلک می زدم باغ در آتش می سوخت

پلک می زدم باغ در آتش می سوخت مرگ من برای ادامه ی باغ کافی نبود پس من آواز خواندم سکوت کردم من و گندم آموخته بودیم که در فقر سکوت کنیم رو به روی من سه شمع افروختند من نمی توانستم در حریق باغ و مرگ گندم این سه شمع را جواب گویم...

بیشتر بخوانید »
دکمه بازگشت به بالا