خراب‌ شده‌

ادبیات

آسمون‌خراشا آسمون‌ِ این‌ خراب‌ شده‌ رو گرفتن‌!

آخرین‌ روزی‌ که‌ تو این‌ شهر لجن‌ از خواب‌ پامی‌شم‌ پی‌ خورشید می‌گردم‌ آسمون‌خراشا آسمون‌ِ این‌ خراب‌ شده‌ رو گرفتن‌! آخرین‌ روزی‌ که‌ صورتم‌ تو این‌ آب‌ لجن‌ می‌شورم‌ ریش‌ کسی‌ می‌زنم‌ که‌ دیگه‌ نمی‌شناسمش‌ تو راه‌رو موشا جولون‌ می‌دن‌ دماغم‌ بهم‌ می‌گه‌ آشغالا دارن‌ تو کوچه‌ می‌گندن‌ از طبقه‌ی‌ پایین‌ صدای‌ زرزره‌ بچّه‌ میاد! آخرین‌ روزی‌ که‌ این‌ صدا به‌ گوشم‌ می‌خوره‌...

بیشتر بخوانید »
دکمه بازگشت به بالا