خشکسالی

ادبیات

این شامگاه مقدس را سراسر پیموده‌ام

چشم‌ها از هر سو در شب فرو رفت، و این به خشکسالی می‌ماند پیش از باران. اینک همه‌ی جاده‌ها نزدیک‌اند، حتی جاده‌ی اعجاز. باد، پگاهی گیج و مست را به همراه می‌آورد. پگاه، هراس ما از اعمالی است  که می‌چرخند بر فراز سرمان. این شامگاه مقدس را سراسر پیموده‌ام و بی‌تابی‌اش برایم به جا مانده است در این خیابان؛ که می‌توانست هر خیابانی باشد، در اینجا بار دیگر، آرامش گسترده‌ی دشت‌ها در افق...

بیشتر بخوانید »
دکمه بازگشت به بالا