دوست

ادبیات

عشق بی‌دلیل دوست داشتن است233

عشق بی‌دلیل دوست داشتن است بی‌سبب به کسی دل‌بستن است، آب شدن است به وقت نگریستن به چشمانش از درون لرزیدن است به وقت گرفتن دستانش با تمام وجود حتی در آغوش نکشیدن است از شرم...

بیشتر بخوانید »
ادبیات

از دور تو را دوست می دارم بدون بوی تو بدون در آغوش کشیدنت36

از دور تو را دوست می دارم بدون بوی تو بدون در آغوش کشیدنت بدون لمس کردن صورتت تنها دوستت می‌دارم چنان از دور دوستت می‌دارم که دستانت را نگرفته قلبت را تصاحب نکرده از چشمانت پریشان پریشان نرفته به عشق‌های سه روزه‌ بگو...

بیشتر بخوانید »
ادبیات

هنگامی که گفتی مرا دوست داری شروع کردم به ترسیدن

و گفتی که پرنده ها را دوست داری اما آن ها را داخل قفس نگه داشتی تو گفتی که ماهی ها را دوست داری اما تو آن ها را سرخ کردی تو گفتی که گل ها را دوست داری و تو آن ها را چیدی...

بیشتر بخوانید »
دکمه بازگشت به بالا