ذره

ادبیات

ذره ذره می‌شود مسموم بهر چشم‌هایت عمر من 

سبزه زهرآگین ولی زیبا بُوَد در پاییز  گاوها حین چرا در آنجا  نرم نرمک سَم به جسم خویشتن اندرکنند  گل حسرت آبی و یاسی رنگ  گل دهد در آنجا، چشم‌های تو به رنگ آن گل  نیلگون همچو کبودی شان اند و به ماننده‌ی این پاییزاند  ذره ذره می‌شود مسموم بهر چشم‌هایت عمر من  کودکان مدرسه سر می‌رسند با غوغا  تن‌شان در کرباس لبشان نغمه‌ی ساز ...

بیشتر بخوانید »
دکمه بازگشت به بالا