راز عشق

ادبیات

همیشه چشمانت دو چشمه‌اند در خواب‌هایم

همیشه چشمانت دو چشمه‌اند در خواب‌هایم و همین است که صبح که شعرم بیدار می‌شود می‌بینم بسترم سرشار از گُلِ عشقِ توست و نم‌نم گیاه و سبزینه. عشق تو آفتاب است؛ آنگاه که درونم طلوع می‌کنی و می‌بینمت....

بیشتر بخوانید »
ادبیات

هرگز راز عشقت را با معشوق مگوی آن عشق…

هرگز راز عشقت را با معشوق مگوی آن عشق می پاید که ناگفته می ماند زیرا این نسیم لطیف و مهربان خوشتر که خاموش و نامرئی بگذرد من از عشق خویش با معشوق سخن گفتم و راز دل آشکار کردم اما او سرد و لرزان و هراسناک و پریشان...

بیشتر بخوانید »
دکمه بازگشت به بالا