روزی بزرگ

ادبیات

روزی بزرگ،آرام آرام،در اصالت ما،دست می‌برد

در روزی بزرگ، راهسپاریم، اما از فروغ، سوزنی به ما نشسته، تنها، یک سوزن! روزی بزرگ، آرام آرام ، در اصالت ما، دست می‌برد. تا شانه،رفته رفته به پس رود، که تنها از دور، از دور توانائیم، در شناختن شانه خود، که همین پرندگان هوا، بر آن فرود می‌آیند، و در شناختنِ دست‌های خود، دست‌های بریده خود، که همین پرندگان هوا هستند. در روزی بزرگ، به تو می‌رسم، به شانه تو، دست می‌زنم، که به پس‌نگری و ببینی،...

بیشتر بخوانید »
دکمه بازگشت به بالا