زمان به ابدیت

تاریخ و اندیشه

مارتین هایدگر:تاریخ فلسفه غرب

مارتین هایدگر ﻓﻴﻠﺴﻮف ﺑﺴﻴﺎر ﻣﺸﻜﻞ ﻧﻮﻳﺴﻲ اﺳﺖ،از اﻟﻬﻲ ﺗﺮﻳﻦ اﻟﻬﻴﻮن ﻃﺮﻓﺪار او ﻫﺴﺘﻨﺪ ﺗﺎ ﻣﻠﺤﺪﺗﺮﻳﻦ ﻣﻼﺣﺪه و اﻳﻦ اﺧﺘﻼف ﻋﻈﻴﻢ ﻧﺸﺎن ﻣﻲ دﻫﺪ ﻛﻪ اﺑﻬﺎﻣﻲ در ﺗﻔﻜﺮ او وﺟﻮد دارد. اما در کل از مجموع آثار و اظهارات هایدگر چنین بر می آید که مسئله اصلی او بحران انسان معاصر غربی در بستر سیر اندیشه متافیزیکی است. وی ریشه این بحران را غفلت از وجود در طول تاریخ فلسفه از زمان سقراط و افلاطون تا دوره مدرنیته می داند و از این رو این پرسش از وجود را به عنوان…

بیشتر بخوانید »
ادبیات

چشم‌هایت را در خودت زندانی کن

کسی در من همه‌چیز را خواب می‌بیند، و این‌ها به خواب‌هایم راه پیدا می‌کنند. شاید از خواب‌های آینده‌ام، این سطرها را می‌دُزدم، که در این اتاق که در امروز نمی‌گنجم. آن‌قدر در این جاده در این راه ایستاده‌ام، که دیگر دیده نمی‌شوم، و همه می‌پندارند این جاده منم، این راه. درختانِ این مسیرِ جادویی، زمانِ زنده‌بودنِ مرا از خویش بالا کشیده‌‌اند. و وقتی از این‌جا می‌گذرم، تپشی مضاعف مرا می‌گیرد، بال‌هایی سنگین، رودخانه‌ای در خوابی عمیق، آیا شنیدنِ صدای یک رودخانه...

بیشتر بخوانید »
ادبیات

آنان که اشتباه زندگی کردند

بیدار شو دلم، زمان جدایی، فرا رسید، باد ، سیلی می‌زند، بر تن لرزانم، شب‌ها ، بلند هستند؟ یا من فقیرم؟ که با نان، و شعر و شراب، روزگار می‌گذرانم، بیدار شو، دلم، زمان جدایی، فرا رسید، بگذار مرگ ، هم بمیرد ...

بیشتر بخوانید »
ادبیات

من بی‌پرده از زمان به ابدیت می‌نگرم

خسته‌ام از زندگی و نیرنگِ آرزو‌ها وقتی که در جدالِ جان، مغلوب‌شان می‌شوم و روز و شب ، دیدگانم را می‌بندم و گه‌گاه ، غریبانه چشم می‌گشایم. ظلماتِ زندگی هر روزه نیز تیره‌تر است ، چندان که در پسِ صاعقه‌ی رخشانِ پاییز تاریک می‌شود...

بیشتر بخوانید »
دکمه بازگشت به بالا