ستاره‌ی کوچکی‌

  • ادبیاتچون درختی راه می‌روی

    در کنار من،تو چون درختی راه می‌روی

    هذیانم را دنبال می‌کنم، اتاق‌ها، خیابان‌ها،کورمال‌ کورمال به‌درون راه‌روهای زمان می‌روم،از پلّه‌ها بالا می‌روم و پایین می‌آیم،بی‌آن‌که تکان بخورم با دست دیوارها را می‌جویم،به نقطه‌ی آغاز بازمی‌گردم،چهره‌ی تو را می‌جویم،به میان کوچه‌های هستی‌ام می‌روم،در زیر آفتابی بی‌زمان،و در کنار من،تو چون درختی راه می‌روی،تو چون رودی راه می‌روی،تو چون سنبله‌ی گندم در دست‌های من رشد می‌کنی،...

    بیشتر بخوانید »
دکمه بازگشت به بالا