شب به پایان می رسد

شب به پایان می رسد

  • ادبیاتدر برابر آینهمی شکافت

    اما افسوس ، آواز من فضا را نمی شکافت

    D در روزی درخشان از تابش خورشید لبریز از رویا و آرزو مملو از نسیمکی که از پنجره می آمد، مست رایحه گلهای باغ در فضایی آرام احساس خوشبختی می کردم خوشبخت بخاطر افسون طبیعت. پر می گشایم در برابر آینه، گیسوانم را می آرایم و چهره ام را. به آرامی آواز می خوانم خورشید آتشگون اندک اندک غروب می کند شب به پایان می رسد. سکوت فاصله ها را شکسته بود در مقابل آینه خودی تازه یافتم اما افسوس، آواز من فضا را نمی شکافت روحم ناگهان غمگین شده…

    بیشتر بخوانید »
دکمه بازگشت به بالا