فهم‌

فهم‌

  • ادبیاتفقط در باد می‌توانی زنده باشی

    فقط در باد می‌توانی زنده باشی

    چیزی در من می‌میرد، هرقدر که زنده‌گی می‌کنم، باد می‌آید و می‌رود، چیزی به‌جا نمی‌گذارد، مگر گذشتۀ خویش را، گاهی فکر می‌کنم فقط در باد می‌توانی زنده باشی، در گذشتۀ من، انگار تمامِ آشیانه‌های پرنده‌گان، پنجه‌های بازشدۀ مهربانِ ، دست‌های توست، دست‌هایت را، برای پرنده‌‌ها، جاگذاشته‌ای، ابرها فکرهای مرا به تو می‌پیوندد، به همان دنیایی که در آن، نه تو هستی و نه من... که در آن، تنها، فکرهای سردشده‌مان می‌توانند...

    بیشتر بخوانید »
  • ادبیاتزنانِ دنیایِ درد

    زنانِ دنیایِ درد جنگ‌جویانِ هزار و یک جنگ

    این شعر برای شما زنانی‌ست،که چون شهرزاد؛ هر روز با قصه‌ای،برای گفتن از خواب؛ برمی‌خیزید.قصه‌هایی برای دگرگونی؛چشم انتظارِ جنگ،جنگ بر ضدِ اندام‌واره‌های متحدالشکل،جنگ بر ضد شهوت‌های روزانه،جنگ برای حقوقِ ناگرفته و یا فقط جنگ‌هایی برای نجاتِ شبی بیش‌تر،بله، برای شما؛برای زنانِ دنیایِ درد ،به ستارگان درخشانِ این عالمِ بی‌انتها،به شما جنگ‌جویانِ هزار و یک جنگ،برای شما؛ دوستانِ دل‌ام،...

    بیشتر بخوانید »
دکمه بازگشت به بالا