مرگ سینما

ادبیات

کتاب سفرنامه پاریس (قسمت-3)

ادامه کتاب سفرنامه پاریس،به ساعتم نگاه می کنم، هنوز یک ساعت وقت دارم. خدایا. عین هالوهای ده بالا یک ساعت زودتر آمده ام. ما قرارمان ساعت ۱۰ روز شنبه بود. می گفت از رُم می آید و یکی دو روزی هست و بعد می رود آلمان. در مکالمهﯼ تلفنیِ یک هفته پیش معلوم شد طرف سناریو را خوانده، اما دیگر صحبتی از محتوای سناریو و این چیزها نشد. قضایا خیلی تلگرافی و فشرده برگزار و همه چیز به ملاقات موکول شده بود… حالا ایستاده بودم جلوی در ساختمان و نمی…

بیشتر بخوانید »
دکمه بازگشت به بالا