معقول

  • ادبیاتمعقول باش ای درد من،و اندکی آرام‌تر گیر...!

    معقول باش ای درد من،و اندکی آرام‌تر گیر…!

    معقول باش ای درد من، و اندکی آرام‌تر گیر تو شب را می‌طلبیدی و او هم اکنون فرا می‌رسد جوّی تیره، شهر را دربر می‌گیرد کسانی را آسایش می‌آورد و کسانی را تشویش. بدان هنگام که فوج رجاله‌های پست در زیر تازیانه‌ی لذت که دژخیمی غدّار است می‌روند تا در جشنِ بنده پرور، میوه‌های ندامت بچینند؛...

    بیشتر بخوانید »
دکمه بازگشت به بالا