مُرده‌ها

ادبیات

در سکوتت مُرده‌ها جابه‌جا می‌شوند

آن‌قدر به خودم گوش می‌دهم، که رودخانه‌یِ گِل‌آلود زلال می‌شود ، کلمه‌ها برای بیرون‌آمدن بال‌بال می‌زنند، پرنده‌ها تمامِ شاخه‌های دُور و برم را می‌گیرند. کلمه‌ها چیزی می‌خواهند پرنده‌ها چیزی، و رودخانه آن‌قدر زلال شده ، که عزیزترین مُـرده‌ات را بی‌صدا کنارت حس می‌کنی، چشم‌هایت را می‌بندی ، حرف نمی‌زنی ، ساعت‌ها ، این درکِ من از توست : در سکوتت مُـرده‌ها جابه‌جا می‌شوند، کسی که منم،اما کلمه تو با آن آمد، طول می‌کشد،سکوتت طول می‌کشد، آن‌قدر که پرنده‌ها به تمامِ بدنت نوک...

بیشتر بخوانید »
دکمه بازگشت به بالا