می‌خواهم تماشایت کنم در خواب

می‌خواهم تماشایت کنم در خواب

  • ادبیاتشاید هرگز اتفاق نیافتد

    غاری که باید در آن هبوط کنی

    می‌خواهم در خواب تماشایت کنممی‌دانم که شاید هرگز اتفاق نیافتدمی‌خواهم تماشایت کنم در خواببخوابم با توتا به درون خوابت درآیمچنان موج روان تیره‌‌ایکه بالای سرم می‌لغزدو با تو قدم بزنماز میان جنگل روشن مواج برگ‌های آبی و سبزهمراه خورشیدی خیس و سه ماهبه سوی غاری که باید در آن هبوط کنیتا موحش‌ترین هراس‌هایتمی‌خواهم آن شاخه‌ی نقره‌ای را ببخشم به توآن گل سفید کوچک راکلمه‌ای که تو را حفظ می‌کنداز حزنی که در مرکز رویاهایت زندگی می‌کندمی‌خواهم تعقیبت کنمتا بالای پلکان و دوبارهقایقی شوم که که محتاطانه تو را به عقب…

    بیشتر بخوانید »
دکمه بازگشت به بالا