نهرها

  • ادبیاتاز این شهر خواهم رفت به نهرها سفری خواهم داشت6

    از این شهر خواهم رفت به نهرها سفری خواهم داشت6

    از این شهر خواهم رفت به نهرها سفری خواهم داشت آب ها مرا به خود می کشانند اگر شمار پرنده های کشته شده که از سینه ام افتاده اند را به حساب نیاوریم سنگینی ِ هیچ باری، جز دلم را ندارم حرفی نیست این چهره ی من و این صورت شب و در صدایم سکوت خاطرات به گوش می رسد با تلخی درونم در جاده ها راه می روم مدت هاست که راهم را از این شهر جدا کرده ام حتی اگر خسته هم باشم...

    بیشتر بخوانید »
دکمه بازگشت به بالا