پیر پائولو پازولینی

پیر پائولو پازولینی

  • ادبیاتاگر که برگردد خورشید هرچند فرورفته در غروب

    شب اگر رنگ و بویی از شب‌های آینده بگیرد

    اگر که برگردد خورشید هرچند فرورفته در غروب، شب اگر رنگ و بویی از شب‌های آینده بگیرد، اگر غروبی بارانی انگار از روزگار دلنشینی برآید، که هرگز به تمامی در اختیار نبوده، دلشاد نمی‌شوم من هرگز، خواه لذتی ببرم خواه رنجی بکشم از این‌همه: دیگر این زندگی پیش‌رو حسی برنمی‌انگیزد در من، شاعر بودن، زمان زیادی می‌طلبد تنها راه، ساعت‌ها و ساعت‌ها تنهایی‌ست تا به چیزی شکل بدهی که قدرت است و رهاسازی،...

    بیشتر بخوانید »
  • ادبیاتای عشق مادرانه،مایهٔ دلشکستگی بدن‌های زرین

    ای عشق مادرانه،مایهٔ دلشکستگی بدن‌های زرین

    ای عشق مادرانه، مایهٔ دلشکستگی بدن‌های زرین پرشده از راز رحم‌ها  معشوق ناخواسته  با نگرش‌های ناشی از هرزگی  و عطرش که می‌خندد همراه عضو‌های بیگناه‌اش  پیچ‌های سنگین آتشین گیسوانش  با نگاه‌های بی‌تفاوت ظالمانه‌اش  و توجهات بی‌باورانه‌اش…

    بیشتر بخوانید »
دکمه بازگشت به بالا