چشمانت

  • ادبیاتهمیشه چشمانت دو چشمه‌اند در خواب‌هایم

    همیشه چشمانت دو چشمه‌اند در خواب‌هایم

    همیشه چشمانت دو چشمه‌اند در خواب‌هایم و همین است که صبح که شعرم بیدار می‌شود می‌بینم بسترم سرشار از گُلِ عشقِ توست و نم‌نم گیاه و سبزینه. عشق تو آفتاب است؛ آنگاه که درونم طلوع می‌کنی و می‌بینمت....

    بیشتر بخوانید »
  • اشعار بین المللیچشمانت کارناوال آتش بازیست!

    چشمانت کارناوال آتش بازیست!

    چشمانت آخرین قایق‌هایی است که عزم سفر دارند آیا جایی هست؟ که من از پرسه زدن در ایستگا‌ه‌های جنون خسته‌ام و به جایی نرسیدم چشمانت آخرین فرصت‌های از دست رفته‌اند با چه کسی خواهند گریخت و من به گریز می‌اندیشم چشمانت آخرین چیزی است که از گنجشکان جنوب مانده چشمانت آخرین چیزی است که از ستارگان آسمان به جا مانده آخرین چیزی است که از گیاهان دریا مانده ‌است آخرین چیزی است که از کشتزار‌های تنباکو آخرین چیزی است که از اشک‌های بابونه باقی است چشمانت آخرین بادهای موسمی وزیده…

    بیشتر بخوانید »
دکمه بازگشت به بالا