کشتی

  • ادبیاتعشق،دل به دریا زدنی ست بی کشتی

    عشق،دل به دریا زدنی ست بی کشتی

    تا آن هنگام که در عشق ورزیدن کودک هستی میان تو و من به قدر دریاها و کوه ها فاصله ست. اگر رو به روی تو به سکوت بنشینم رواست که سکوت در محضر زیبایی، زیباست سخنان عاشقانه ی ما ویرانگرِ عشق است واژگان آنگاه که بر زبان آیند ، از بین میروند داستان های عاشقانه ، خرافات و فریب ، تو را عوض کرده ست. عشق از آن افسانه های مشرقی نیست که در پایانش قهرمانان با هم ازدواج کنند عشق ، دل به دریا زدنی ست بی کشتی…

    بیشتر بخوانید »
دکمه بازگشت به بالا